شصت شب است که میدانهای شهرهای کوچک و بزرگ این سرزمین، روشن از چهرههایی است که ریشه در ایمان، شهادت و ایثار دارند. مردمی از نسلهای گوناگون، گرد هم آمدهاند تا نشان دهند هنوز روح مقاومت وایستادگی دربرابراسراییل و امریکای جنایت کار، همانند نخستین روزهای مجاهدت، زنده و جاری است. آنان در حالی گرد آمدهاند که در غیبت فرماندهان شهیدشان همچنان بر شانه تاریخ سنگینی میکند، اما جای خالیشان را نه با اندوه، بلکه با تداوم راه پر کردهاند.
در نبود امام و رهبر شهیدشان، صدای فریاد «هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّه» پل ارتباطی شده میان گذشته و امروز، میان نسلی که رفت تا عزت بماند، و نسلی که ایستاده تا یاد آنان خاموش نشود. این فریاد، ورقی از تاریخ است، فریاد امتی که آموختهاند نبودِ فرمانده، پایان راه نیست. خون آنان که در مسیر بزرگداشت دین وکشور ریخته شد، در جان این میدانها جریان یافته است. همین خون است که حضور مردم را معنا میکند و ۶۰ شب مداوم شعله ایستادگی و ایثارو شهادت در راه دین با فریادهای (میدان باتوخیابان باما)را زنده نگه میدارد.
در هر گوشه میدان، تصویر شهیدانی دیده میشود که زمانی ستون این سرزمین بودند. چهره پیرمردان ایثارگر و پدران شهید، با نگاههایی آرام اما استوار، کنار جوانانی ایستادهاند که امروز خود بهسان فرماندهانی نو، پرچمِ بیداری را در دست دارند. در چهره مادران، اشک و غرور درهم آمیخته است؛ اشک از دلتنگی، غرور از اینکه فرزندانشان بخشی از تاریخ شدند. کودکان در آغوش همین مادران، فریاد میزنند و از همان کودکی، مفهوم ایثار ومقاومت و سربلندی را در این فضای لبریز از عاطفه و حماسه میآموزند.در این شبهای پرنور، میدانها به تکیهگاه خاطرهها بدل شدهاند،جایی که دلها گرد آمدهاند تا بگویند نبود رهبران شهید و فرماندهانشان، هرگز مسیر را خاموش نمیکند، بلکه نوری است بر راهی که روشنتر میشود. صدای مداحان که نام فرماندهان شهید را بر زبان میآورند، دلها را به لرزه میاندازد و نگاهها را به آسمانی میبرد که اکنون خانه آن چهرههای جاودان است.
نور تلفنهای همراه در میان انبوه جمعیت، چون ستارگانی زمینی، در کنار فریادها میدرخشد. این صحنهها برای مورخان فردا چیزی بیش از یک اجتماع مردمی خواهد بود، آنان خواهند نوشت که مردمی در غیاب رهبر شهیدشان، با یاد او و با الهام از فرماندهان فداکارشان، پرچم عزت و بیداری را زمین نگذاشتند.شصت شب گذشته، در حافظه تاریخ ماندگار خواهد شد، شبیه ورقهایی زرّین از دفتر مقاومت این سرزمین. شبهایی که مردم، با دلهای سوخته از وداع با شهیدان و با دستانِ گرهکرده از عزم و امید، به میدان آمدند تا بگویند این راه درحمایت ازرهبرجوانشان ایت ا…سید مجتبی خامنه ای ادامه دارد. راهی که ریشه در ایمان دارد و سایهاش از خون شهیدان افروخته است وهرگز بادشمن سازش نخواهد کرد.
این شبها، روایت غیبت نیست، روایت حضور است — حضور روح فرماندهان شهید در میان مردمی که همچنان بر پیمان خویش ماندهاند. از دل این میدانها، صدای تاریخ میآید، صدای نسلی که در غیاب امام شهیدش، بامشت های گره کرده بر همان عهد ایستاده است و پرچم را بر زمین نخواهد گذاشت وتا هز زمانی لازم باشد درخیابان خواهند ماند.





