سرمقاله

مدیریت وابسته؛ تهدید پنهان کسب‌وکار

دکتر حوریه یحیائی

 

اگر شما مدیر یک کسب‌وکار باشید و به هر دلیلی مجبور شوید برای یک ماه کامل از مجموعه خود دور بمانید، چه چیزی بیشتر از همه شما را نگران می‌کند؟ آیا نگران این هستید که هیچ‌کس به جای شما تصمیم نگیرد؟ آیا می‌ترسید فروش متوقف شود؟ آیا تصور می‌کنید کارها روی هم انباشته می‌شوند و پس از بازگشت با حجم عظیمی از مشکلات روبه‌رو خواهید شد؟ یا شاید بزرگ‌ترین نگرانی شما این باشد که اصلاً ندانید در این مدت چه اتفاقی در کسب‌وکارتان رخ داده است. اگر این دغدغه‌ها برای شما آشنا هستند، باید بدانید که مشکل اصلی دور شدن شما از کسب‌وکار نیست، بلکه وابستگی بیش از حد کسب‌وکار به حضور شماست.یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بلوغ یک کسب‌وکار این است که بتواند بدون حضور دائمی مدیر نیز به فعالیت خود ادامه دهد. بسیاری از صاحبان کسب‌وکار در سال‌های ابتدایی فعالیت، همه چیز را شخصاً مدیریت می‌کنند. آنها فروشنده، مدیر منابع انسانی، مسئول بازاریابی، تصمیم‌گیرنده مالی و حتی گاهی پشتیبان مشتریان هستند. این موضوع در مراحل اولیه شاید طبیعی باشد، اما زمانی که کسب‌وکار رشد می‌کند، ادامه این وضعیت به یک مانع بزرگ تبدیل می‌شود. کسب‌وکاری که فقط با حضور مدیر حرکت می‌کند، در واقع یک سیستم پایدار نیست، بلکه مجموعه‌ای از فعالیت‌هاست که به یک فرد وابسته شده است.

زمانی که تمام تصمیمات مهم باید توسط مدیر گرفته شود، سرعت سازمان کاهش پیدا می‌کند. کارکنان برای هر موضوع کوچکی منتظر تأیید می‌مانند و جرأت تصمیم‌گیری ندارند. در نتیجه اگر مدیر در دسترس نباشد، بسیاری از امور متوقف می‌شوند. راه‌حل این مشکل، ایجاد ساختار تصمیم‌گیری مشخص است. مدیر باید حوزه اختیارات هر فرد را تعریف کند و مشخص سازد که چه تصمیماتی در چه سطحی قابل اتخاذ هستند. وقتی کارکنان بدانند در چه محدوده‌ای اختیار دارند، بسیاری از کارها بدون نیاز به دخالت مستقیم مدیر انجام خواهد شد.

یکی دیگر از نگرانی‌های رایج مدیران، توقف فروش در زمان غیبت آنهاست. این نگرانی معمولاً نشان می‌دهد که فرآیند فروش به افراد وابسته است، نه به سیستم. اگر مشتریان فقط به دلیل ارتباط شخصی با مدیر خرید می‌کنند، کسب‌وکار در معرض خطر قرار دارد. فروش حرفه‌ای باید مبتنی بر فرآیند باشد. باید مراحل جذب مشتری، پیگیری، ارائه پیشنهاد، مذاکره و نهایی‌سازی فروش به صورت شفاف تعریف شده باشد. زمانی که این مراحل مستندسازی شوند و تیم فروش آموزش ببیند، وابستگی فروش به حضور مدیر کاهش پیدا می‌کند. بسیاری از کسب‌وکارها با مشکل انباشته شدن کارها مواجه هستند. علت این مسئله معمولاً نبود فرآیندهای استاندارد است. وقتی انجام امور صرفاً بر اساس تجربه افراد صورت می‌گیرد و هیچ دستورالعمل مشخصی وجود ندارد، کوچک‌ترین تغییر در تیم باعث ایجاد اختلال می‌شود. یکی از مؤثرترین اقداماتی که هر مدیر می‌تواند انجام دهد، مستندسازی فرآیندهاست. هر فعالیت مهم باید دارای مراحل مشخص، مسئول مشخص و خروجی قابل اندازه‌گیری باشد. این کار باعث می‌شود حتی در صورت غیبت مدیر یا تغییر نیروها، فعالیت‌ها ادامه پیدا کنند.

یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های مدیران این است که از وضعیت کسب‌وکار بی‌خبر بمانند. آنها تصور می‌کنند اگر هر روز در مجموعه حضور نداشته باشند، کنترل امور را از دست خواهند داد. در حالی که مشکل اصلی نبود سیستم گزارش‌گیری مناسب است. مدیران موفق به جای مدیریت از طریق حضور فیزیکی، از طریق شاخص‌ها و گزارش‌ها مدیریت می‌کنند. اگر فروش روزانه، تعداد مشتریان جدید، میزان وصول مطالبات، رضایت مشتریان و سایر شاخص‌های کلیدی به صورت منظم ثبت و گزارش شوند، مدیر می‌تواند حتی از راه دور نیز وضعیت کسب‌وکار را ارزیابی کند.

مدیریت وابسته؛ تهدید پنهان کسب‌وکار
مدیریت وابسته؛ تهدید پنهان کسب‌وکار

یکی از مهم‌ترین اقداماتی که هر کسب‌وکار باید انجام دهد، شناسایی نقاط وابستگی است. از خود بپرسید اگر امروز یک ماه در شرکت حضور نداشته باشید، کدام بخش‌ها دچار مشکل می‌شوند؟ پاسخ این سؤال نقاط ضعف واقعی سازمان را نشان می‌دهد. اگر فروش متوقف می‌شود، باید سیستم فروش تقویت شود. اگر تصمیمات گرفته نمی‌شوند، باید اختیارات تفویض شوند. اگر اطلاعات در دسترس نیستند، باید سیستم گزارش‌دهی ایجاد شود. اگر مشتریان ناراضی می‌شوند، باید کیفیت خدمات استانداردسازی شود. تفویض اختیار یکی از مهارت‌هایی است که بسیاری از مدیران در آن ضعف دارند. برخی تصور می‌کنند هیچ‌کس به اندازه خودشان نمی‌تواند کارها را درست انجام دهد. این طرز فکر شاید در کوتاه‌مدت باعث کنترل بیشتر شود، اما در بلندمدت رشد کسب‌وکار را محدود می‌کند. مدیری که همه کارها را خودش انجام می‌دهد، در واقع به گلوگاه سازمان تبدیل می‌شود. هرچه سازمان بزرگ‌تر شود، فشار بیشتری روی او وارد خواهد شد. تفویض اختیار به معنای رها کردن مسئولیت نیست، بلکه به معنای واگذاری اجرای امور همراه با نظارت و ارزیابی است.

آموزش کارکنان و فناوری نقش مهمی در حل این چالش‌ها داشته باشد. اگر کارکنان آموزش ببینند و دانش سازمانی به آنها منتقل شود، سطح استقلال تیم افزایش پیدا می‌کند. کسب‌وکارهای موفق به جای ایجاد وابستگی به افراد، دانش را در کل سازمان توزیع می‌کنند.اگر امروز فکر دور شدن یک ماهه از کسب‌وکارتان شما را نگران می‌کند، این نگرانی را به عنوان یک هشدار ارزشمند در نظر بگیرید. این احساس نشان می‌دهد که بخشی از ساختار کسب‌وکار هنوز نیاز به بازسازی دارد. به جای تلاش برای حضور بیشتر، روی ساختن سیستم‌های بهتر تمرکز کنید. فرآیندها را مستندسازی کنید، اختیارات را تفویض کنید، کارکنان را آموزش دهید، شاخص‌های عملکردی تعریف کنید و ابزارهای گزارش‌گیری مناسبی ایجاد نمایید. زمانی که این اقدامات به درستی انجام شوند، کسب‌وکار شما به تدریج از وابستگی به یک فرد خارج می‌شود و به یک سازمان واقعی تبدیل خواهد شد.

یادتان باشد، موفق‌ترین مدیران کسانی نیستند که هر روز بیشتر از دیگران کار می‌کنند، بلکه کسانی هستند که سیستمی می‌سازند که حتی در غیاب آنها نیز به درستی کار کند. اگر بتوانید یک ماه از کسب‌وکار خود دور باشید و همچنان فروش ادامه داشته باشد، تصمیمات گرفته شوند، مشتریان راضی باشند و اطلاعات به موقع در اختیار شما قرار گیرد، به نقطه‌ای رسیده‌اید که بسیاری از صاحبان کسب‌وکار آرزوی آن را دارند. آن زمان دیگر کسب‌وکار برای شما کار می‌کند، نه اینکه شما برای کسب‌وکار کار کنید.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا