چهل روز گذشته است، چهل روز از پرواز مردی که تنها یک انسان فداکار نبود، بلکه فیلسوفی توانا، مردمی و پرورشیافته در مکتب استاد شهید مطهری بود. مردی که اندیشهاش روشنگر راه و اخلاقش تکیهگاه انسانها بود. او از آن چهرههایی بود که علم را برای تعالی جامعه میخواست، نه برای نام، و ایمان را برای عمل میشناخت، نه برای گفتار.
لاریجانی عزیز، زندگیاش آمیخته با معرفت و خدمت بود، در کنار مردم، میان مردم و برای مردم. او از استادش، شهید مطهری آموخته بود که حقیقت، سرمایهای است که باید با نجابت حمل شود، نه با هیاهو. همین بود که سکوتش رساتر از هر سخن بود و همین سکوت بود که دل کسانی را که به او جفا روا داشتند، سوزاند. او پاسخ جفا را با وقار داد، نه با کینه، با بزرگواری، نه با گلایه. و این همان راه مردان بزرگ است.
اما خصم زمان، امریکای جنایتکار، در روزی تلخ و دردناک، او را از ما گرفت. اوعاشق امام شهیدش بود و به او پیوست. شهادتش، نه پایان راه که آغاز فهم تازهای از بزرگی او بود. زیرا مردانی چون او، حتی وقتی میروند، باقی میمانند، در ذهنها، در دلها، در مسیرهایی که روشن کردهاند.
اکنون که به چهلمین روز شهادتش رسیدهایم، هنوز جای قدمهای آرام اما استوارش درراهپیمایی آخرخالی است. انسانهایی چون او ذخایر اخلاق و عقلانیتاند، نبودشان دردناک است، اما یادشان شفا میدهد.چهلمین روز شهادت او، نه پایان سوگ، که آغاز فهمی عمیقتر از میراث اوست. میراثی که در یک جمله خلاصه میشود: «هر کجا انسانی به یاری نیاز دارد، آنجا جای ایستادن ماست.» او این جمله را ننوشت، زیست. و اکنون وظیفه ماست که این راه روشن را ادامه دهیم.پرستوهای مهاجر هم روزی بازمیگردند، اما برخی آدمها آنقدر بزرگاند که رفتنشان بازگشتی ندارد، چون آنها برای همیشه در دلها خانه میکنند. لاریجانی عزیز نیز از همانهاست. نامش نه بر سنگ، که بر قلبها حک شده است.
چهل روز است که آسمان دلتنگ اوست، اما زمین هنوز از نور رفتارش گرم است.
در این روز، ما نهفقط بر مظلومیت و شهادتش میگرییم، که بر بزرگی شخصیت او سر تعظیم فرود میآوریم، بر مردی که با معرفت زیست، با خدمت اوج گرفت و با مظلومیت جاودانه شد.
راهش روشن، یادش ماندگار و نامش تا همیشه بر دفتر شرافت انسان نقش خواهد بست.





