امروز تهران شبیه روزهای گذشته نیست. امروز عقربههای ساعت در مصلای بزرگ امام خمینی بر روی لحظهای ایستاده که در آن شکوه خدمت به جذبه شهادت پیوند خورده است. ایستادهایم در برابر پیکری که دیگر نه یک شخص، بلکه یک اندیشه و یک میراث است. امروز مصلای تهران گواه تاریخنگاری مردی است که ثابت کرد شهادت پاداش سالها دویدن در مسیر اخلاص است.
مصلای تهران؛ صفوف وداع دیپلماتیک و رسمی
این محراب و گلدستهها با صدای او غریبه نیستند. چقدر زود گذشت روزهایی که او در همین مکان، در صفوف فشرده نماز جمعه سر بر آستان حضرت حق میسایید و با نگاهی دغدغهمند با معبود خویش نجوا میکرد. مصلای امام خمینی امروز حال و هوای دیگری دارد. امروز جای خالی او با رایحه خوش شهادت پر شده است.دیروزمیهمانان مصلی از جنس دیگری بودند. هیأتهای رسمی از سراسر جهان، از شرق و غرب، با پرچمهای متفاوت اما با اندوهی مشترک گرد هم آمدهاند. حضور فرستادگان بینالمللی در کنار فرماندهان سرافراز نظامی و مسئولان کشوری، نشان از شکوه مردی دارد که دیپلماسی را با عزت و خدمت را با قدرت درآمیخت. فرماندهانی که سالها در میدانهای نبرد همسنگر آرمانهای او بودند، با چشمانی بارانی با رفیقی وداع کردند که در سنگر خدمت، کم از یک سرباز خط مقدم نداشت.
ابطال شایعات؛ مردی که تا پای جان در کنار مردم ماند
دشمنان نظام همیشه با بوقهای تبلیغاتی خود تلاش میکردند چهره مسئولان انقلابی را مخدوش کنند. آنها بارها تهمت میزدند که در زمان اوج تهدیدها و جنگ با آمریکا و اسرائیل، مسئولان ارشد و خانوادههایشان در پناهگاهها پنهان میشوند یا فرزندان خود را از کشور خارج میکنند. اما تقدیر الهی و خون پاک این شهید، تمام این دروغهای رسانهای را نقش بر آب کرد.او همیشه اعتقاد داشت باید مثل مردم و در کنار مردم بود. او نه اهل عافیتطلبی بود و نه اهل پناهگاههای امن. گواه این حقیقت، حادثه تلخ و جانسوز نهم اسفند سیاه است، روزی که او نه در یک برج عاج، بلکه در میان میدان و در دفترکارخود ایستاده بود. شهادت مظلومانه او به همراه نوه خردسال، دختر ،عروس و دامادش نشان داد که خط سرخ شهادت در خانواده او جریان دارد. این خونهای پاک ثابت کرد که میان این رهبر و مردمش هیچ فاصلهای نبود و خانواده او نیز در همان مسیری جان دادند که فرزندان این ملت جان خود را فدای آن میکنند.
مونس همیشگی خانواده شهدا و باورمند به اقتدار ملی
بخش بزرگی از هویت او در همنشینی با ولینعمتان این انقلاب خلاصه میشد. دیدار همیشگی و صمیمانه او با خانواده شهدا، زانو زدن در محضر مادران و پدران شهید و شنیدن دغدغههای آنان، مسکنی بر خستگیهای بیحد او بود. او از این دیدارهای متبرک، نیروی محرکه استقامت خود را دریافت میکرد.او همواره اعتقاد قلبی و باور راسخ به توانمندی داخلی در تمامی عرصهها داشت. در نگاه او، شعار «ما میتوانیم» یک عبارت تشریفاتی نبود، بلکه یک نقشه راه عملیاتی برای استقلال کامل کشور به شمار میرفت. او در عرصههای علمی، سازندگی، فناوری موشکی و صنعت صلحآمیز هستهای همواره بر توسعه شتابان تاکید میکرد و باور داشت اقتدار نظامی و علمی، تنها راهی است که دشمنان طمعکار این مرز و بوم را از هرگونه اندیشه تجاوز و دستاندازی پشیمان میکند. او امنیت کشور را در سایه خودکفایی و تکیه بر جوانان نخبه میهن جستجو میکرد و در این مسیر هیچگاه تسلیم فشارهای خارجی نشد.

امروز و فردا؛ طوفان ارادت مردم
برنامهریزی وداع با امام شهید به گونهای است که پس از وداع رسمی مقامات، نوبت به صاحبان اصلی این انقلاب میرسد. امروز و فردا مصلای تهران آغوش خود را برای وداع مردمی باز میکند. از امروز و فردا جادههای منتهی به پایتخت شاهد کاروانهایی است که با دعوت دل راهی شدهاند. از دورترین روستاها تا شهرهای بزرگ، مردم میآیند تا با پیکر پاک او خلوت کنند.میآیند تا بگویند اگر او خستگی نمیشناخت، ملت هم در قدرشناسی خستگیناپذیر است. امروز و فردا مصلی به اقیانوسی از مردم تبدیل میشود، انسانهایی که گرمای محبت پدرانه او را در تصمیمات و دلسوزیهایش حس کرده بودند. جمهور برای وداع باامام شهید خود میآید تا نشان دهد پیوند میان خادم و مخدوم در این سرزمین گسستناپذیر است.
دوشنبه؛ تشییع بر دستان ملت
و اما روز دوشنبه، روزی که زمین تهران به لرزه در خواهد آمد. نه از سهمگینی یک حادثه، بلکه از سنگینی گامهای ملتی که پیکر محبوب خود را بر سر دست میگیرند. دوشنبه روز عهد دوباره است. وقتی پیکر مطهرامام شهید بر روی دستان مردم چون قایقی بر روی امواج خروشان ارادت حرکت میکند، جهان بار دیگر معنای عزت و وفاداری را خواهد فهمید.
وداع با او وداع با یک فرد نیست، بلکه تجدید پیمان با یک راه است که هرگز به بنبست نخواهد رسید. او با رفتنش راهی را گشود که هزاران جوان انقلابی ادامهدهنده آن خواهند بود.
ادای احترام سران قوا؛ وحدت در سوگ و عهد در ادامه راه
و در پایان این وداع سنگین، تصویر ماندگار دیگری نیز در حافظه ملت ثبت میشود؛ ادای احترام سران قوا در کنار پیکر مطهر امام شهید. حضوری که معنایش روشن است. وحدت در سوگ، انسجام در تصمیم و عهد مشترک برای ادامه راهی که او با اخلاص آغاز کرد و با شهادت مهر پایان بر آن زد. این ادای احترام، نه یک تشریفات اداری، بلکه اعلام دوباره این حقیقت است که مسیر خدمت، مسیر اقتدار و مسیر صیانت از استقلال کشور با قدرت ادامه خواهد یافت و خون امام شهید، چراغ راه مسئولیت آنان خواهد ماند.
سخن آخر با امام شهید
ای عزیز سفر کرده، تو در مصلایی که بارها در آن نماز خواندی، امروز خودت نماز عشق شدی. تو که برای آبادانی این خاک آرام و قرار نداشتی، اکنون در آغوش رحمت الهی آرام بگیر. ایران یاد تو را به عنوان نماد مدیریت جهادی، استقلالطلبی و اخلاص در سینه حفظ خواهد کرد.
خداحافظ ای مردی که با رفتنت، شهادت را دوباره برای ما تعریف کردی. خداحافظ ای خادم خستگیناپذیر؛ راهت ادامه دارد.





