کارآفرینی

روایت نسل جدید کارآفرینان

مهندس فاطمه یحیائی

 

تا چند دهه پیش، داشتن یک شغل ثابت و ماندن در آن تا زمان بازنشستگی نشانه موفقیت، ثبات و اعتبار حرفه‌ای محسوب می‌شد. بسیاری از افراد زندگی کاری خود را در یک سازمان آغاز می‌کردند و همان‌جا به پایان می‌رساندند. تغییر مکرر شغل نه تنها یک مزیت نبود، بلکه در رزومه افراد نوعی نقطه ضعف تلقی می‌شد و کارفرمایان آن را نشانه بی‌ثباتی، ناپختگی یا ناتوانی در سازگاری می‌دانستند. اما جهان کار در دو دهه اخیر دستخوش تحولی عمیق شده است. نسل جدیدی از نیروی کار ظهور کرده که نه تنها از تغییر شغل هراس ندارد، بلکه آن را بخشی طبیعی از مسیر حرفه‌ای خود می‌داند. این افراد ممکن است چند سال در حوزه فروش فعالیت کنند، سپس به بازاریابی روی آورند، بعد وارد آموزش شوند و در ادامه به مشاوره، تولید محتوا، کارآفرینی یا ده‌ها مسیر دیگر قدم بگذارند. آن‌ها مدام از شاخه‌ای به شاخه دیگر می‌پرند و برخلاف تصور رایج، بسیاری از آنان به درآمدهای چشمگیر نیز دست پیدا می‌کنند.

در نگاه نخست، چنین مسیری آشفته و فاقد برنامه به نظر می‌رسد. بسیاری از والدین و مدیران هنوز هم باور دارند که موفقیت تنها از طریق تخصص عمیق در یک حوزه حاصل می‌شود. آن‌ها معتقدند فردی که هر چند سال یک بار مسیر خود را تغییر می‌دهد، فرصت رشد و پیشرفت را از دست می‌دهد. اما واقعیت بازار کار مدرن پیچیده‌تر از این قضاوت ساده است. در دنیایی که فناوری، اقتصاد و نیازهای مشتریان با سرعتی بی‌سابقه تغییر می‌کنند، توانایی یادگیری مهارت‌های جدید و تطبیق با شرایط تازه به مزیتی ارزشمند تبدیل شده است. بخش قابل توجهی از این افراد در مشاغل خدماتی فعالیت می‌کنند؛ حوزه‌ای که انعطاف‌پذیری بالایی دارد و امکان جابه‌جایی میان تخصص‌های مختلف را فراهم می‌کند. برای مثال فردی ممکن است فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان فروشنده آغاز کند. در جریان کار، مهارت ارتباط با مشتری را بیاموزد و سپس وارد حوزه آموزش فروش شود. پس از چند سال تجربه، به عنوان مشاور کسب‌وکار فعالیت کند و در ادامه شرکت آموزشی خود را راه‌اندازی نماید. اگرچه عنوان شغلی او بارها تغییر کرده، اما در واقع زنجیره‌ای از مهارت‌های مرتبط را توسعه داده است. یکی از دلایل اصلی افزایش این پدیده، تغییر نگرش نسبت به مفهوم شغل است. نسل‌های گذشته معمولاً هویت خود را با یک عنوان شغلی تعریف می‌کردند. یک نفر مهندس بود، دیگری معلم و فردی دیگر حسابدار. اما بسیاری از افراد امروز خود را نه با عنوان شغلی بلکه با مجموعه‌ای از توانایی‌ها معرفی می‌کنند.

عامل مهم دیگر، ظهور اقتصاد دیجیتال است. اینترنت مرزهای سنتی میان مشاغل را تا حد زیادی از بین برده است. فردی که سال‌ها در حوزه روابط عمومی فعالیت کرده، اکنون می‌تواند وارد بازاریابی دیجیتال شود. یک معلم می‌تواند تولیدکننده دوره‌های آنلاین باشد. یک کارشناس منابع انسانی می‌تواند به مشاور توسعه فردی تبدیل شود. این تغییرات باعث شده مسیرهای شغلی دیگر خطی و قابل پیش‌بینی نباشند. جالب آنکه بسیاری از افرادی که مدام شغل خود را تغییر می‌دهند، الزاماً از روی بی‌ثباتی یا نارضایتی این کار را انجام نمی‌دهند. برخی از آن‌ها دارای ویژگی شخصیتی خاصی هستند که روان‌شناسان آن را کنجکاوی حرفه‌ای می‌نامند. این افراد از یادگیری، تجربه‌های جدید و کشف حوزه‌های ناشناخته انرژی می‌گیرند. ماندن طولانی‌مدت در یک موقعیت کاری ممکن است برای آن‌ها خسته‌کننده باشد و انگیزه‌شان را کاهش دهد. در مقابل، ورود به یک عرصه تازه حس رشد و پیشرفت را در آن‌ها زنده نگه می‌دارد.

البته این سبک زندگی حرفه‌ای همیشه بدون هزینه نیست. تغییر مداوم شغل می‌تواند با دوره‌های عدم اطمینان، کاهش درآمد موقت و حتی شکست‌های حرفه‌ای همراه باشد. بسیاری از کسانی که امروز موفق به نظر می‌رسند، سال‌ها میان مشاغل مختلف سرگردان بوده‌اند. تفاوت اصلی در این است که آن‌ها هر تجربه را به عنوان فرصتی برای یادگیری تلقی کرده‌اند و مهارت‌های به دست آمده را به حوزه‌های بعدی منتقل کرده‌اند. یکی از ویژگی‌های جالب این افراد، توانایی برقراری ارتباط میان حوزه‌های مختلف است. فردی که در فروش، آموزش و بازاریابی تجربه دارد، اغلب می‌تواند مسائل کسب‌وکار را از زوایای متنوع‌تری ببیند. این نگاه چندبعدی در بسیاری از مشاغل خدماتی ارزش اقتصادی بالایی ایجاد می‌کند. سازمان‌ها و مشتریان معمولاً برای کسی که بتواند مسائل را از منظرهای مختلف تحلیل کند، ارزش بیشتری قائل می‌شوند.

روایت نسل جدید کارآفرینان
روایت نسل جدید کارآفرینان

از سوی دیگر، رشد فریلنسری و کار پروژه‌ای نیز به این روند دامن زده است. بسیاری از افراد دیگر خود را متعهد به یک سازمان خاص نمی‌دانند. آن‌ها ترجیح می‌دهند هم‌زمان در چند پروژه، صنعت یا حوزه تخصصی فعالیت کنند. در واقع بازار کار آینده احتمالاً بیش از گذشته به چنین افرادی نیاز خواهد داشت. بسیاری از مشاغل کنونی در سال‌های آینده دگرگون خواهند شد یا حتی از بین خواهند رفت. در چنین شرایطی، افرادی موفق‌تر خواهند بود که توانایی بازآفرینی مداوم خود را داشته باشند. کسانی که بتوانند چندین بار در طول زندگی حرفه‌ای خود یاد بگیرند، فراموش کنند و دوباره بیاموزند. برای بسیاری از افراد، موفقیت شبیه عبور از مسیرهای مختلف، کشف فرصت‌های تازه و ساختن ترکیبی منحصربه‌فرد از مهارت‌ها و تجربیات است. آن‌ها ممکن است هرگز سال‌های طولانی در یک شغل باقی نمانند، اما در عوض توانایی‌هایی به دست می‌آورند که در جهان متغیر امروز بسیار ارزشمند است. از این منظر، پرش از شاخه‌ای به شاخه دیگر همیشه نشانه بی‌ثباتی نیست؛ گاهی نشانه انعطاف‌پذیری، کنجکاوی و آمادگی برای آینده‌ای است که بیش از هر زمان دیگری به یادگیرندگان دائمی تعلق دارد.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا