کارآفرینی

عصر جدید دورکاری

دکتر مهسا صالحی

 

بحران کرونا تمام شد، اما دورکاری ماندگار شد. این گزاره امروز دیگر نه یک پیش‌بینی، که یک واقعیت انکارناپذیر در بسیاری از کسب‌وکارهای جهان و حتی در ایران است. وقتی نخستین موج ویروس ناشناخته، شهرها را به قرنطینه کشاند، کمتر کسی تصور می‌کرد که کار از خانه تبدیل به یک الگوی فراگیر و ماندگار شود. آن روزها، دورکاری یک واکنش اضطراری بود؛ راهی برای ادامه حیات اقتصادی در برابر تهدید یک بیماری مرموز. اما حالا، پس از گذشت چند سال و با فروکش کردن نسبی همه‌گیری، نه تنها کسب‌وکارها به الگوی قبل بازنگشته‌اند، بلکه بسیاری از کارفرمایان و کارکنان، خود خواسته یا ناخواسته، به این نتیجه رسیده‌اند که دورکاری می‌تواند یک انتخاب دائمی باشد. اما این تغییر بزرگ، همراه با خودش سئوالات بی‌پاسخی به ارمغان آورده است: زیرساخت‌های فنی، حقوقی و فرهنگی جامعه ما آماده این تحول بوده‌اند؟ کارفرمایان چطور با این مدل جدید کنار آمده‌اند؟ و مهم‌تر از همه، کارگران و کارمندانی که حالا ساعات کاری خود را در خانه می‌گذرانند، آیا واقعاً سود کرده‌اند یا در هیاهوی آزادی ظاهری، حقوق و مزایای خود را یکی پس از دیگری از دست داده‌اند؟

برای درک ابعاد این مسئله، باید ابتدا بپذیریم که دورکاری یک مفهوم یکسان برای همه نیست. برای یک کارمند فناوری اطلاعات که شش ساعت از روز را به کدنویسی در یک آپارتمان مدرن و مجهز به اینترنت پرسرعت می‌گذراند، دورکاری می‌تواند نعمتی بزرگ باشد. او از ترافیک طاقت‌فرسا، هزینه‌های رفت‌وآمد و نظارت مستقیم و خسته‌کننده رئیس بخش رهایی یافته است. او می‌تواند زمان بیشتری را با خانواده بگذراند، در فضایی آرام تمرکز کند و شاید حتی بهره‌وری خود را افزایش دهد. اما در سوی دیگر، یک کارمند ساده در یک شرکت بازرگانی، با اینترنت ناپایدار خانگی، نداشتن فضای اختصاصی برای کار در خانه و تعریف مبهم ساعات کاری ممکن است در دام دیگری بیفتد. او دیگر ساعت مشخصی را ترک کار نمی‌کند، چرا که مرز میان منزل و محل کار به طور کامل از بین رفته است. او نه آزادتر، بلکه بیشتر اسیر شده است، با این تفاوت که حالا هزینه روشنایی، اینترنت و حتی قهوه و ناهار کار را هم خودش می‌پردازد.

چالش بزرگتر شاید در جایی خود را نشان می‌دهد که صحبت از حقوق کارگران و کارمندان به میان می‌آید. قوانین کار در ایران و در بسیاری از کشورهای دیگر، بر اساس یک فرض ساده طراحی شده‌اند: کارگر در ساعات مشخصی در محل کار معینی حضور فیزیکی دارد. اضافه‌کاری، ماموریت، مرخصی، بیمه حوادث، حق اولاد و حتی حداقل دستمزد، همه بر اساس همین حضور سنتی تعریف شده‌اند. اما وقتی کارگر در خانه است، تکلیف این قوانین چه می‌شود؟ آیا ساعتی که کارمند در پاسخ به یک ایمیل نیمه‌شب صرف می‌کند، اضافه‌کار محسوب می‌شود؟ چگونه می‌توان آن را ثبت و محاسبه کرد؟ کارفرمایان هوشمند و گاه سودجو، به سرعت از این خلأ قانونی بهره بردند. مدل کار بر اساس خروجی به جای کار بر اساس ساعت رواج پیدا کرد. یعنی به جای اینکه به کارمند بگویند روزانه هشت ساعت کار کن، می‌گویند این پروژه را تحویل بده. در نگاه اول، این مدل آزادانه‌تر به نظر می‌رسد، اما در عمل، اغلب به این معناست که کارمند باید هر چه بیشتر کار کند تا همان خروجی مورد انتظار را ارائه دهد، بدون اینکه یک ریال اضافه‌کاری دریافت کند.

عصر جدید دورکاری
عصر جدید دورکاری

در ایران، این معضل ابعاد ویژه‌ای پیدا می‌کند. زیرساخت‌های دیجیتال ما، به ویژه در خارج از کلانشهرها، هنوز برای دورکاری انبوه آماده نیستند. سرعت پایین اینترنت، قطعی‌های مکرر، نبود تجهیزات استاندارد در منازل و نبود فرهنگ مستند کار در بسیاری از سازمان‌ها، اجرای یک مدل دورکاری کارآمد و عادلانه را با مشکل مواجه می‌کند. در سوی دیگر این ماجرا، نمی‌توان از ساده‌ترین و در عین حال عمیق‌ترین فایده دورکاری گذشت: کاهش هزینه‌های سربار زندگی. برای یک شهروند تهرانی که ساعتی را در ترافیک اتلاف می‌کند، دورکاری به معنای بازگشت آرامش، سلامت و زمان از دست رفته است. کاهش آلودگی هوا، کاهش مصرف سوخت، کاهش تصادفات و فرصت بیشتر برای ورزش، مطالعه، یا بودن در کنار خانواده، مزایایی هستند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. اما آیا این مزایا متعلق به همه است؟ کسی که در یک شهر کوچک یا روستا زندگی می‌کند و کارش هم قابل انجام از راه دور است، شاید بتواند از همه این مزایا بهره ببرد. اما کارگری که در یک کارگاه تولیدی، فروشگاه، یا واحد خدماتی کار می‌کند، اساساً هرگز نمی‌تواند دورکار شود در این میان، نقش دولت و قانون‌گذاران حیاتی است. کشورهای پیشرفته از سال‌ها پیش، قوانین خود را برای تطبیق با اقتصاد دیجیتال اصلاح کرده‌اند.

یک مدل منصفانه، مدلی است که در آن مجموع هزینه کارفرما برای کارمند، چه در محل کار چه در خانه، کاهش نیابد. دوم اینکه کارمندان و اتحادیه‌های صنفی باید برای تدوین قوانین پایه دورکاری فشار بیاورند. قوانینی که حق قطع ارتباط، نحوه ثبت ساعات، نحوه محاسبه اضافه‌کاری، مسئولیت در قبال تجهیزات و بیمه حوادث را به وضوح مشخص کند.

آنچه مسلم است، دورکاری آمده تا بماند. فناوری، محیط زیست و خواست نسل جدید، همگی به سمتی می‌روند که مرزهای فیزیکی محل کار را کمرنگ کنند. اما آنچه در این میان به شدت نیاز داریم، هوشیاری و قانون‌گذاری است.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا