کارآفرینی

گفت‌وگوی اختصاصی با دکتر بهنگار- بنیان‌گذار شرکت پرتوتاپ رایان؛ چهره‌ای ممتاز در معماری آینده هوشمند کشاورزی ایران

 

در عصر رقابت داده‌ها و فناوری‌های هوشمند، آینده کشاورزی دیگر در گرو زمین و آب تنها نیست، بلکه به توانایی تحلیل، پیش‌بینی و تصمیم‌گیری وابسته است. در این میان، نام دکتر حمید بهنگار، بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان پرتوتاپ رایان، به‌عنوان یکی از پیشگامان کشاورزی هوشمند ایران بیش از گذشته شنیده می‌شود.او طی بیش از یک دهه فعالیت تخصصی در حوزه هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و تحلیل داده‌های کشاورزی، تلاش کرده فناوری را از محیط‌های دانشگاهی و آزمایشگاهی خارج کرده و به دل مزارع، گلخانه‌ها، دامداری‌ها، مرغداری‌ها و آبزی‌پروری کشور وارد کند.
داستان زندگی او نیز به اندازه فعالیت‌های حرفه‌ای‌اش الهام‌بخش است، از کودکی در خانواده‌ای آسیب‌دیده از جنگ تا پیمودن مسیر علمی در بالاترین سطوح دانشگاهی و تبدیل شدن به یکی از چهره‌های شناخته‌شده فناوری‌های نوین کشاورزی در کشور.دکتر بهنگار معتقد است، نسل آینده کشاورزی نه با حدس و تجربه، بلکه با داده، هوش مصنوعی و تصمیم‌سازی هوشمند اداره خواهد شد. آینده‌ای که در آن هر مزرعه یک «کارشناس ۲۴ ساعته دیجیتال» در کنار خود خواهد داشت.

در این گفت‌وگوی اختصاصی، از مسیر زندگی، تجربه کارآفرینی، دستاوردهای شرکت پرتوتاپ رایان، چالش‌های اکوسیستم فناوری و چشم‌انداز کشاورزی هوشمند ایران سخن گفته‌ایم.

*آقای دکتر، اجازه بدهید گفت‌وگو را از خودتان آغاز کنیم. مسیر زندگی و شکل‌گیری شخصیت علمی و کارآفرینانه شما از کجا شروع شد؟

من اصالتاً زاده خانواده‌ای جنگ‌زده از خوزستان هستم. در جریان حمله رژیم بعث به سرزمین مادری‌مان، ناچار شدیم از خانه و ریشه‌های خود دور شویم. این تجربه برای هر خانواده‌ای می‌تواند بسیار سخت و فرساینده باشد، اما برای من و خانواده‌ام به نقطه توقف تبدیل نشد.حمایت مضاعف خانواده باعث شد هیچ‌وقت از مسیر رشد فردی و علمی کوتاه نیایم. تحصیلات دوره راهنمایی و دبیرستان را در مدرسه تیزهوشان گذراندم و بعد از آن در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در رشته کامپیوتر، با گرایش مهندسی فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی ادامه تحصیل دادم.
به باور من، ریشه‌های سخت زندگی اگر درست فهمیده شوند، می‌توانند انسان را مقاوم‌تر، هدفمندتر و مصمم‌تر کنند. شاید همین تجربه‌ها باعث شد بعدها در حوزه‌ای فعالیت کنم که مستقیماً با امنیت غذایی، تاب‌آوری اقتصادی و آینده کشور ارتباط دارد.

*شرکت دانش بنیان پرتوتاپ رایان چگونه متولد شد؟

شرکت دانش بنیان پرتوتاپ رایان در سال ۱۳۸۸ تأسیس شد. ما از ابتدا در حوزه تولید و ارائه راهکارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات برای صنایع مختلف فعالیت داشتیم. اما در حدود ۱۱ سال اخیر تمرکز اصلی شرکت به‌صورت تخصصی بر کاربرد فناوری‌های نوین در کشاورزی و زیربخش‌های آن قرار گرفت.ما به‌طور مشخص روی هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، کلان‌داده و فناوری‌های مشابه کار کردیم و تلاش داشتیم این فناوری‌ها را به شکل عملیاتی وارد صنعت کشاورزی کنیم، نه صرفاً در حد شعار، نمایشگاه یا پروژه آزمایشی، بلکه در سطح اجرا، بهره‌برداری و ایجاد ارزش اقتصادی واقعی برای تولیدکننده.
امروز در رزومه شرکت دانش بنیان پرتوتاپ رایان، بسیاری از نخستین پروژه‌های هوشمندسازی کشور و حتی برخی از بزرگ‌ترین پروژه‌های اجراشده در این حوزه وجود دارد. این برای ما افتخار است، اما مهم‌تر از افتخار، مسئولیتی است که نسبت به آینده کشاورزی ایران احساس می‌کنیم.

*شما تعبیر جالبی درباره هوش مصنوعی در کشاورزی دارید و آن را «کارشناس ۲۴ ساعته مزرعه» می‌نامید. منظورتان چیست؟

کشاورزی امروز دیگر نمی‌تواند صرفاً بر تجربه سنتی یا تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای متکی باشد. مزرعه، باغ، گلخانه، دامداری، مرغداری یا مزرعه پرورش ماهی، یک موجود زنده و پویاست. شرایط آن دائم در حال تغییر است؛ دما، رطوبت، مصرف آب، وضعیت خاک، تغذیه، رشد، بیماری، آفات، کیفیت نهاده‌ها و ده‌ها عامل دیگر هم‌زمان در حال اثرگذاری هستند.هوش مصنوعی می‌تواند درون این موجود زنده زندگی کند. یعنی به شکل مستمر داده جمع‌آوری کند، رفتار سیستم را تحلیل کند، تغییرات را تشخیص دهد، هشدارهای دقیق بدهد و به مدیر مزرعه کمک کند تصمیم‌های به‌موقع و فنی بگیرد.از نگاه من، هوش مصنوعی در کشاورزی مانند یک کارشناس ۲۴ ساعته است؛ کارشناسی که خسته نمی‌شود، فراموش نمی‌کند، داده‌ها را با دقت بالا تحلیل می‌کند و می‌تواند در لحظه‌ای که تصمیم درست حیاتی است، کنار کشاورز باشد.

*شرکت دانش بنیان پرتوتاپ رایان در چه بخش‌هایی از کشاورزی هوشمند فعالیت کرده است؟

دامنه فعالیت ما گسترده بوده است. در حوزه باغات، از نخلستان‌ها و تاکستان‌ها گرفته تا باغ‌های میوه مثمر مانند پسته، خرما، مرکبات، سیب، گلابی، کیوی و دیگر محصولات، تجربه‌های اجرایی متعددی داشته‌ایم.در حوزه گلخانه‌ها و تورخانه‌ها نیز پروژه‌های مهمی اجرا شده است. همچنین در زیربخش‌هایی مانند پرورش میگو، قزل‌آلا، مرغداری گوشتی و مرغداری تخم‌گذار نیز توانسته‌ایم ابزارهای هوشمند و داده‌محور را وارد فرآیند تولید کنیم.آنچه برای ما اهمیت دارد، صرفاً نصب تجهیزات نیست؛ بلکه ایجاد یک نظام تصمیم‌سازی هوشمند است. یعنی فناوری باید به بهره‌بردار کمک کند بهتر ببیند، بهتر بفهمد، بهتر تصمیم بگیرد و در نهایت بهتر تولید کند.به جرئت می‌توان گفت ، شرکت ما در بسیاری از حوزه‌ها، از نظر وسعت سطح زیر کشت، تنوع پروژه‌ها و استفاده عملیاتی از فناوری‌های نوظهور، جایگاه ممتازی در کشور دارد.

*یکی از پرسش‌های مهم کشاورزان این است که آیا هوشمندسازی واقعاً از نظر اقتصادی توجیه دارد؟

این سؤال کاملاً درست و منطقی است. کشاورز باید بداند هر هزینه‌ای که انجام می‌دهد چه بازگشتی دارد. ما معتقدیم هوشمندسازی نباید در ذهن کشاورز به‌عنوان یک هزینه اضافی دیده شود؛ بلکه باید به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری درآمدزا فهم شود.وقتی از روش‌های نوین و هوشمند در کشاورزی استفاده می‌کنیم، از یک سو امکان افزایش تولید وجود دارد و از سوی دیگر می‌توان هزینه‌ها را کاهش داد. بر اساس تجربه‌های میدانی، در بسیاری از پروژه‌ها امکان افزایش ۱۰ تا ۱۵ درصدی تولید و کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی هزینه‌ها قابل تصور و دستیابی است.
ترکیب این دو اثر می‌تواند راندمان کلی مزرعه را تا حدود ۲۵ درصد بهبود دهد. در شرایط بحرانی امروز، همین عدد می‌تواند یک مزرعه در آستانه زیان را نجات دهد یا یک مزرعه سودآور را سودآورتر کند.هوشمندسازی یعنی کاهش ریسک، افزایش تاب‌آوری، مدیریت بهتر منابع و حرکت از کشاورزی واکنشی به سمت کشاورزی پیش‌بینی‌پذیر و هوشمند.

*شما هوش مصنوعی را فقط ابزار افزایش سود نمی‌دانید، بلکه آن را به امنیت غذایی هم مرتبط می‌کنید. چرا؟

امروز کشاورزی فقط یک فعالیت اقتصادی نیست؛ مسئله‌ای راهبردی و ملی است. امنیت غذایی مردم، کیفیت محصولات، سلامت جامعه و پایداری زنجیره تأمین خوراک به کشاورزی وابسته است.اگر کشاورزی ما در برابر خشکسالی، افزایش قیمت نهاده‌ها، کمبود آب، کمبود نیروی متخصص و نوسانات بازار آسیب‌پذیر باشد، این آسیب فقط متوجه کشاورز نیست؛ کل جامعه تحت تأثیر قرار می‌گیرد.فناوری‌های نوین می‌توانند کمک کنند محصولات سالم‌تر، باکیفیت‌تر و اقتصادی‌تر تولید شوند. وقتی داده و تحلیل وارد مزرعه می‌شود، مصرف منابع بهینه‌تر می‌شود، خطاها کاهش می‌یابد، بیماری‌ها زودتر شناسایی می‌شوند و تصمیم‌گیری از حالت حدس و تجربه صرف خارج می‌شود.در نهایت، کشاورزی هوشمند می‌تواند ایران را در حوزه خوراک و امنیت غذایی ایمن‌تر، رقابتی‌تر و آینده‌دارتر کند.

*مهم‌ترین چالش‌های کسب‌وکارهای فناور در حوزه کشاورزی چیست؟


من این چالش‌ها را در دو بخش اصلی می‌بینم.
نخست، بخش حاکمیت، قانون‌گذاری و اجرای قوانین است. سرعت تغییر فناوری در جهان بسیار بالاست، اما قوانین ما متناسب با این سرعت حرکت نمی‌کنند. اقتصاد ما نیز تا حد زیادی دولتی است و اقتصاد دولتی معمولاً چابکی لازم را برای واکنش سریع به فناوری ندارد.وقتی قانون‌گذاری از فناوری عقب می‌ماند، شرکت‌های نوآور با ابهام، محدودیت و فرسایش روبه‌رو می‌شوند. این مسئله می‌تواند سرعت رشد فناوری را کاهش دهد و کشور را از رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی عقب بیندازد.چالش دوم، پذیرش فناوری از سوی کشاورزان است. البته امروز استقبال کشاورزان از فناوری نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده است، به‌ویژه کشاورزان پیشرو نگاه مثبتی به این موضوع دارند. اما هنوز بخشی از کشاورزی سنتی نسبت به فناوری بدبین است یا ورود به این حوزه را سرمایه‌گذاری نمی‌داند.ما باید نشان دهیم هوشمندسازی هزینه نیست؛ بخشی از درآمد آینده مزرعه است.

*اگر ایران به‌موقع وارد رقابت کشاورزی هوشمند نشود، چه پیامدی خواهد داشت؟

کشورهای منطقه و رقبای فرامنطقه‌ای به سرعت در حال سرمایه‌گذاری روی فناوری‌های کشاورزی هستند. اگر ما به‌موقع هوشیار نشویم، جایگاه خود را در این بازی از دست خواهیم داد.در چنین شرایطی، ممکن است به مصرف‌کننده صرف فناوری تبدیل شویم؛ آن هم مصرف‌کننده‌ای که مجبور است فناوری را با قیمت غیررقابتی تهیه کند. این یک خطر جدی است.اما اگر دولت و نهادهای مسئول با حساسیت، سرعت و وسواس وارد عمل شوند و پروژه‌های پیشران در کشور اجرا شود، ایران می‌تواند به سرعت به بازی جهانی بازگردد. ما ظرفیت‌های مهمی در کشاورزی داریم و می‌توانیم در برخی محصولات جایگاه‌سازی کنی.از سوی دیگر، صادرات خدمات فنی و مهندسی در حوزه کشاورزی هوشمند می‌تواند به یک منبع درآمد جدید برای کشور تبدیل شود. این همان نقطه‌ای است که فناوری از یک هزینه به یک مزیت ملی تبدیل می‌شود.

*به رابطه دانشگاه و صنعت اشاره کردید. ارزیابی شما از وضعیت فعلی چیست؟

رابطه دانشگاه و صنعت در ایران، متأسفانه تا حد زیادی گسسته است. این رابطه باید از هر دو طرف بازسازی شود. دانشگاه باید به صنعت نزدیک‌تر شود و صنعت هم باید نیازهای واقعی خود را به زبان دقیق‌تری به دانشگاه منتقل کند.
در حال حاضر، بخش مهمی از پژوهش‌های دانشگاهی به مسیری می‌روند که یا به درد صنعت نمی‌خورند یا اثرگذاری بسیار محدودی دارند. از طرف دیگر، وقتی پروژه‌هایی از صنعت به دانشگاه می‌رسد، گاهی به‌جای اینکه به پروژه‌های دانش‌بنیان و مسئله‌محور تبدیل شوند، به بخش‌های کوچک و نظری تقسیم می‌شوند و نتیجه نهایی برای صنعت چندان کاربردی نیست.
ما از دانشگاه انتظار داریم ، فرزندان ایران را طوری تربیت کند که وقتی وارد جامعه صنعتی می‌شوند، آماده خلق ارزش، کسب درآمد و ارائه تخصص‌های نوین باشند. اما در بسیاری از موارد، دانشجو وقتی وارد صنعت می‌شود تازه باید آموزش‌های پایه کاربردی را از نو ببیند.این یعنی فرصت‌سوزی. اگر آموزش و پرورش و وزارت علوم نقش خود را در خدمت صنعت، اقتصاد و فناوری بازتعریف کنند، می‌توانیم شاهد رشدهای بسیار جدی در اقتصاد کشور باشیم؛ حتی فراتر از اهداف برنامه‌های توسعه.

*یکی از دغدغه‌های جدی شرکت‌های فناور، خروج نیروی انسانی متخصص از کشور است. شما این موضوع را چگونه می‌بینید؟

امروز علاوه بر چالش‌های رقابتی و مشکلات اجرایی، فشارهای زیادی بر کسب‌وکارهای فناور وارد می‌شود؛ از مالیات‌های غیرمتعارف گرفته تا تغییرات شرایط بهره‌برداران سنتی و دشواری‌های بازار.اما یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها، خروج و مهاجرت نیروهای متخصص است. تولید و فناوری نوظهور دو بال پرواز اقتصاد آینده هستند و وقتی نیروی انسانی متخصص از کشور خارج می‌شود، هر دو بال آسیب می‌بینند.ما نیازمند بازنگری سریع و جدی هستیم. باید سقف‌های شیشه‌ای شکسته شود. مدیران و مسئولان باید از چهارچوب‌های محافظه‌کارانه خارج شوند و برای حفظ سرمایه انسانی، تصمیم‌های مؤثر و جسورانه بگیرند.
حتی اگر نتوانیم همه نیروهای مهاجرت‌کرده را بازگردانیم، باید بتوانیم از دانش ایرانیان خارج از کشور استفاده کنیم. انتقال دانش، همکاری فناورانه و مهاجرت معکوس نخبگانی می‌تواند به فرصت بزرگی برای ایران تبدیل شود.

*اگر بخواهید آینده کشاورزی ایران را در یک جمله توصیف کنید، چه می‌گویید؟

رقابت آینده کشورها در زمین‌های کشاورزی آغاز می‌شود، اما برنده این رقابت کسی است که بتواند داده‌ها را بهتر از دیگران به تصمیم تبدیل کند. ما در پرتوتاپ رایان باور داریم که هوش مصنوعی نه یک فناوری لوکس، بلکه زیرساخت امنیت غذایی نسل‌های آینده ایران است.شرکت دانش بنیان پرتوتاپ رایان تلاش کرده در این مسیر پیشرو باشد و ما باور داریم آینده کشاورزی ایران باید با تکیه بر دانش، فناوری و جسارت کارآفرینان ایرانی ساخته شود.

 

منبع:روزنامه تفاهم(اولین روزنامه کارآفرینی کشور)

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا