در دنیایی که خبرها با سرعتی سرسامآور منتشر میشوند و هر روز شاهد نوآوریها و دستاوردهای جدیدی در سراسر جهان هستیم، گاهی مهمترین و درخشانترین پیشرفتها در کشور خودمان، در هالهای از سکوت و بیخبری فرو میروند. این سکوت، که گاهی ناخواسته و گاهی با اهدافی پنهان رقم میخورد، نه تنها مانع از شناخت واقعی توانمندیهای ملت میشود، بلکه زخمی عمیق بر روحیه جوانان این سرزمین میزند و در دل آنان بذری از ناامیدی میکارد. وقتی جوان ایرانی، که سرمایههای اصلی هر کشوری در فردایش هستند، از افتخارات علمی، مهندسی، پزشکی و صنعتی کشور خود بیخبر میماند، چگونه میتوان انتظار داشت که به آینده امیدوار باشد و برای ساختن آن تلاش کند؟
تصور کنید مهندسانی که با نبوغ خود شاهکارهایی چون پل B1 کرج را، که یکی از طولانیترین پلهای خاورمیانه و نمادی از خلاقیت و توانمندی مهندسی ایران است، بنا نهادهاند. سازهای عظیم که نه تنها گرهگشای ترافیکی مهمی بوده، بلکه ادعایی بلندپروازانه در عرصه مهندسی سازه محسوب میشود. اما چند درصد از مردم عادی، حتی کسانی که روزانه از کنار آن عبور میکنند، از پیچیدگیهای طراحی، چالشهای ساخت و عظمت این پروژه اطلاع دارند؟ متأسفانه، بخش اعظم جامعه، درگیر خبرهای روزمره و گاه مخرب، از این دستاوردهای بزرگ غافل است. حتی وقتی خبر حمله وقیحانه نیروهای آمریکایی صیهونیستی به این شاهکار مهندسی جوانان این مرز و بوم در رسانه ها مخابره شد، بسیاری حتی نام این پل را نشنیده بودند. این غفلت، نه تنها قدر کار مهندسان و کارگران پرتلاش را کم میکند، بلکه احساس غرور ملی و اعتماد به نفس جمعی را نیز خدشهدار میسازد.
این وضعیت تنها به پروژههای عمرانی ختم نمیشود. نگاهی به صنایع مادر و پیشرو کشور بیندازید. کارخانههایی مانند فولاد مبارکه اصفهان، که نه تنها در منطقه، بلکه در سطح جهانی حرفهایی برای گفتن دارد و توانسته است با تکیه بر دانش بومی، چرخهای صنعت کشور را به حرکت درآورد. یا مراکز تحقیقاتی و تولیدی چون توفیق دارو و انستیتو پاستور ایران که در خط مقدم تولید داروهای حیاتی و مقابله با بیماریها ایستادهاند و بارها در بحرانهای سلامت، نقش کلیدی ایفا کردهاند. اینها صرفاً کارخانهها و مراکز تولیدی نیستند؛ بلکه نمادهایی از خودکفایی ، دانشبنیانی و تلاش بیوقفه متخصصان ایرانی در شرایط دشوار هستند. اما آیا مردم، به خصوص نسل جوان، از عمق دستاوردهای این مراکز، از تولید داروهای پیچیده گرفته تا نوآوری در صنایع فولاد، اطلاعات کافی دارند؟
به نظر میرسد دشمنان این مرز و بوم، سالهاست که با درکی عمیق از اهمیت جنگ نرم و تأثیر آن بر روحیه عمومی، بر روی ایجاد حس کمبینی و ناباوری در میان ایرانیان سرمایهگذاری کردهاند. یکی از مؤثرترین راهها برای تحقق این هدف، سانسور خبری و بزرگنمایی مشکلات است. وقتی موفقیتها دیده نمیشوند، یا به حداقل رسانده میشوند و در مقابل، هر مشکل و کاستی با بزرگنمایی پوشش داده میشود، تصویر ذهنی جامعه از تواناییهای خود، مخدوش میشود. این تصویر مخدوش، به تدریج به ناامیدی تبدیل میشود. جوان ایرانی، در مواجهه با انبوهی از خبرهای منفی و ناامیدکننده، و در مقابل، فقدان روایتهای الهامبخش از موفقیتهای داخلی، احساس میکند که در جهانی عقبافتاده زندگی میکند و هیچ امیدی به بهبود وضعیت وجود ندارد.
این چرخه معیوب، متأسفانه، ادامهدار است. وقتی امید در دل جوانان کمرنگ میشود، انگیزه برای تلاش، خلاقیت و نوآوری نیز کاهش مییابد. چرا باید برای پیشرفت تلاش کرد، وقتی احساس میشود تلاشها دیده نمیشود و یا بیتأثیر است؟ چرا باید ایدههای بزرگ را در سر پروراند، وقتی حس میشود فضایی برای شکوفایی آنها وجود ندارد؟ اینجاست که فرار مغزها دیگر یک پدیده صرفا اقتصادی نخواهد بود، بلکه ریشههای عمیقتری در ناامیدی و بیاعتمادی به تواناییهای داخلی پیدا خواهد کرد. جوانانی که میتوانستند در همین مرز و بوم، در همین پلهای عظیم، در همین کارخانههای پیشرو و در همین مراکز علمی بدرخشند، با کولهباری از یاس، راهی دیار غربت میشوند تا شاید در آنجا، دیده و باورشوند.
البته، نباید از نقش رسانهها و متولیان فرهنگی نیز غافل شد. در بسیاری از موارد، ضعف در اطلاعرسانی، عدم پوشش خبری مناسب و جذاب و ناتوانی در روایت درست و تأثیرگذار دستاوردهای علمی و فنی، خود به این پدیده دامن میزند. وقتی رسانهها به جای برجسته کردن نقاط قوت و توانمندیها، صرفاً به بازتاب مشکلات و چالشها میپردازند، ناخواسته به اهداف همان دشمنی که در پی ایجاد ناامیدی است، کمک میکنند. روایتگری موفق، هنری است که میتواند از دل کوچکترین موفقیتها، داستانهای الهامبخشی بسازد که در ذهن مخاطب باقی بماند و به او امید دهد.
در عصر حاضر، جنگها دیگر تنها با سلاحهای متعارف پیش نمیروند؛ بلکه جبهههای جدیدی در حوزه اطلاعات، فرهنگ و روان جامعه گشوده شده است. در این جنگ نابرابر، دانستن، باور داشتن و امیدوار بودن به توانمندیهای خودی، قویترین سلاح ماست. باید با اطلاعرسانی درست، با برجسته کردن قهرمانان واقعی همان مهندسان، دانشمندان، پزشکان و کارگران و با ایجاد فضایی برای دیده شدن و شنیده شدن موفقیتها، امید را در دل جوانان زنده نگه داریم. زیرا ملتی که از پیشرفتهای خود بیخبر است، ملتی است که از آینده خود غافل مانده و در معرض بیشترین آسیبها قرار دارد. بیایید با هم، روایت پرافتخار ایران را بازگو کنیم و اجازه ندهیم که ناآگاهی، چراغ امید را در دل نسل آینده خاموش کند.





