یادداشت

از رؤیای منابع بیکران تا واقعیت قطره‌ای

دکتر فرید خوشدل

 

وقتی شیر آب را می‌بندیم و قطره‌های آخر آب به آرامی در سینک فرو می‌ریزد، کمتر به این فکر می‌کنیم که همین آب ظاهراً پیش پا افتاده، چه نقش بنیادینی در استمرار زندگی ما دارد. حقیقت این است که بسیاری از ما ایرانیان، رابطه‌ای سالم و آگاهانه با آب نداریم. این تقصیر ما نیست؛ چرا که هرگز به درستی نیاموخته‌ایم که آب، این مایع حیات، تنها یک کالای مصرفی بی‌پایان نیست، بلکه میراثی مشترک و سرمایه‌ای پایان‌پذیر است.

در کشوری که بر روی کمربند خشک جهانی قرار گرفته، ما همچنان در رویایی جمعی زندگی می‌کنیم که گویی منابع آبی ما بیکران هستند. این رویا، ریشه در یک شکاف آموزشی بزرگ دارد؛ شکافی که از همان سال‌های نخست زندگی شکل می‌گیرد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته و حتی برخی کشورهای کم‌آب جهان، “سواد آبی” به عنوان یکی از ارکان اصلی آموزش شهروندی از دوران کودکی نهادینه می‌شود. کودکان در ژاپن می‌آموزند که چگونه پس از هر بار استفاده، شیر آب را کاملاً ببندند تا حتی یک قطره هم هدر نرود. در سنگاپور، دانش‌آموزان با چرخه تصفیه و بازیافت آب آشنا می‌شوند و از نزدیک درک می‌کنند که هر قطره آب چه مسیر پرزحمتی را برای قابل مصرف شدن طی می‌کند. در دانمارک، فرهنگ صرفه‌جویی در آب به بخشی از هویت ملی تبدیل شده است. اما در میهن ما، آموزش مدیریت آب به چند جملۀ کلی در کتاب علوم دوره ابتدایی محدود می‌شود، بی‌آنکه هرگز به یک مهارت عملی و نگرش فرهنگی تبدیل گردد.

این شکاف آموزشی تنها به مدارس محدود نمی‌شود. در سطح خانواده‌ها، ما فاقد الگوهای رفتاری صحیح در مصرف آب هستیم. پدران و مادران ما، که خود در دوره‌ای پرآب بزرگ شده‌اند، اغلب عادت به مصرف بی‌رویه آب دارند و این عادت را ناخواسته به نسل بعد منتقل می‌کنند. شستشوی خودرو با شلنگ آب به مدت طولانی، بازگذاشتن شیر آب هنگام مسواک زدن، آبیاری باغچه‌ها در ساعات گرم روز و استفاده از ماشین‌های لباسشویی با ظرفیت نیمه‌پر، همگی نشان‌دهنده فقدان یک فرهنگ نهادینه شده در مصرف بهینه آب است. ما آب را ارزان می‌دانیم، چرا که هرگز قیمت واقعی آن را نفهمیده‌ایم. هزینه‌ای که ما برای آب می‌پردازیم، تنها بخش کوچکی از هزینه استخراج، تصفیه و توزیع آن را پوشش می‌دهد و این موضوع، ارزش حقیقی این مایع حیات را در ذهن ما مخدوش کرده است.

در سطح کلان‌تر، نبود آموزش عمومی مؤثر در حوزه آب، به یک بحران ملی تبدیل شده است. کشاورزی که با روش‌های سنتی و با راندمان پایین به آبیاری مزرعه خود می‌پردازد، صنعتی که سیستم‌های بازیافت آب ندارد و شهروندی که در شستشوی پیاده‌روی خانۀ خود اسراف می‌کند، همگی محصول یک سیستم آموزشی ناقص هستند. ما در دور باطلی گرفتار شده‌ایم، کمبود آب باعث کاهش کیفیت زندگی می‌شود، اما ناآگاهی ما از مدیریت صحیح آب، این کمبود را تشدید می‌کند. بحران آب در ایران تنها یک بحران فیزیکی نیست، بلکه پیش از هر چیز یک بحران “فرهنگی-آموزشی” است. ما با چالش بزرگی روبرو هستیم که حل آن نیازمند یک تحول فرهنگی عمیق است. راه حل این بحران، تنها با تحمیل محدودیت و جیره‌بندی ممکن نیست. آنچه بیش از هر چیزی نیاز داریم، یک “انقلاب آموزشی” در حوزه آب است. این آموزش باید از دوره پیش‌دبستانی آغاز شود و در تمام مقاطع تحصیلی و در قالب‌های متنوع ادامه یابد. کودکان باید از طریق بازی و تجربه‌های عملی، ارزش آب را درک کنند. نوجوانان باید با چالش‌های آبی کشورشان آشنا شوند و در یافتن راه‌حل‌ها مشارکت داده شوند. بزرگسالان نیز نیازمند آموزش‌های مستمر از طریق رسانه‌ها، مساجد، محلات و محیط‌های کاری هستند.

از رؤیای منابع بیکران تا واقعیت قطره‌ای
از رؤیای منابع بیکران تا واقعیت قطره‌ای

آموزش مصرف بهینه آب نباید به شعارهای کلی محدود شود، بلکه باید با ارائه راهکارهای عملی و ساده همراه باشد. برای مثال، آموزش نصب کولرهای آبی با راندمان بالا، معرفی گیاهان کم‌آب‌خواه برای فضای سبز، آموزش تعمیر به موقع شیرآلات و لوله‌ها، و ترویج سیستم‌های بازیافت آب خاکستری در خانه‌ها. علاوه بر این، نقش رسانه‌ها در این تحول فرهنگی حیاتی است. صدا و سیما می‌تواند با تولید برنامه‌های جذاب و آموزشی، ارزش آب را به زبانی ساده به همگان بیاموزد. شبکه‌های اجتماعی نیز ظرفیت عظیمی برای انتشار پیام‌های آموزشی خلاقانه دارند. هنرمندان، ورزشکاران و شخصیت‌های محبوب نیز می‌توانند به عنوان سفیران فرهنگی در این زمینه ایفای نقش کنند. باید به خاطر داشته باشیم که آب، تنها یک مایع نیست؛ بلکه خون در رگ‌های تمدن ماست. حفظ این میراث، تنها با مجازات میسر نمی‌شود، بلکه با آموزش، آگاهی‌بخشی و ایجاد حس مسئولیت جمعی ممکن خواهد بود. آینده ایران در گرو مدیریت خردمندانه منابع آبی آن است و این مدیریت، با آموزش یکایک ما آغاز می‌شود. بیاییم از امروز، از خودمان شروع کنیم؛ در خانواده، محل کار و جامعه، حامل پیام مصرف بهینه آب باشیم. شاید قطره ‌قطره این آموزش‌ها، در نهایت به دریایی از تغییر بینجامد و آینده‌ای روشن‌تر برای میهن عزیزمان ایران بسازد.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا